گوش کن

وزش ظلمت را می شنوی؟

۱۶۰ دختر بد

امروز پویی بهم مسج داد.همکلاسی قدیمیم که میخواست با من ازدواج کنه و شیش سال ازم کوچیکتر بود.

خلاصه نشد به دلایل واضح و مبرهن.به قول یارو گفتنی از شرایط ازدواج فقط یه شاخه نباتشو داشت!

دیگه هی گفتیم فلان استاد و فلان کس و فلان جا رو یادته؟هی خاطره ها رو شخم زدیم و خندیدم.بعد خاطرهها داشت گریه دار میشد که خدافظی کردم.

حالا هی خواستم بخوابم نشد.دیدم شیدا مسج داده که فلانی رو یادته هر چهار قدم سه بار میوفتاد،الان شده شاخ اینستا بیا و ببییین.کلی با اون خندیدم.هنوزم هی عکس میفرسته میخندیم فحش میدیم.

حالا که دارم از شدت پیر شدگی میمیرم میفهمم که رفیق داشتن چقد خوبه.و اینکه اینقد جلوی خودمو نگیرم و بزارم صمیمی بشن باهام.

خیلی زیاد دلم دوست صمیمی میخواد.حیف همه از هم دوریم و هرکی یه جا افتاده.

مرسی که بهم حق میدین حرص بخورم:)) فکر میکردم دختر بدجنسی هستم و اینا!

تاریخ ارسال: شنبه 10 مهر 1395 ساعت 02:14 | نویسنده: روشنک | چاپ مطلب
نظرات (2)
یکشنبه 11 مهر 1395 15:17
زهرای سعید
امتیاز: 0 0
لینک نظر
واقعا شاخای اینستا یه همچین آدمایی هستن
دوست صمیمی خیلی خوبه
راستی آی دی اینستاتو بده اگه هستی
پاسخ:
واقعا
هستم ولی فعال نیستم اصن
شنبه 10 مهر 1395 06:44
فائــــزه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
راحت باش
اونقد حرص بخور که به اصطلاح بترکی
پاسخ:
خیلی ممنون
دوستمم دیشب همینو گفت
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.