X
تبلیغات
رایتل

گوش کن

وزش ظلمت را می شنوی؟

۱۶۷ حالا من چی بپوشم؟!

دیروز رفتیم واسه مصاحبه.مسیرش به اون سختی که فکر میکردم نبود‌.البته پنجشنبه بود و ترافیک نبود.خلاصه خانمه یه سری حرفهای غیرمرتبط با خاله م زد و گفت از شنبه منتظرتون باشیم؟گفتم انشالله!

حالا ناهار فردامونو توو ظرف کشیدم.لباسامو اتو کردم.فعلا  استرس کمی دارم که سعی میکنم بهش فکر نکنم.از اینکه نقش زن کارمند رو دارن بهم میدن هم خوشم میاد.خیلی سرم شلووغ خواهد شد و باید خودمو با شرایط وفق بدم.پریود هم شدم و هیییچ وقت به این اندازه از دیدن خون خوشحال نشده بودم.

دوباره داره دلم واسه هلنو تنگ میشه.کلا دچار حس دل تنگی شدم.

دوست دارم زودتر صبح بشه و فکر و خیالا تموم بشه.وااالا.

تاریخ ارسال: جمعه 21 آبان 1395 ساعت 23:17 | نویسنده: روشنک | چاپ مطلب
نظرات (1)
دوشنبه 24 آبان 1395 18:53
زهرای سعید
امتیاز: 0 0
لینک نظر
کارمند شدی ؟
تبریک
پاسخ:
آره گویا کارمند شدم
ممنون عزیزم
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.