X
تبلیغات
رایتل

گوش کن

وزش ظلمت را می شنوی؟

۱۷۵ قاضی القضات

هفته پیش دو روز قبل اینکه بخوایم بریم به دیار،زنگ زدن گفتن بیا سر کار.

واسه این کار ۷-۸ ماه قبل فرم پر کرده بودم و اصلا دیگه انتظارشو نداشتیم.هم جای خوشحالی داشت هم ضدحال بدموقعی بود.

خلاصه الان چند روزه مستقر شدم.فعلا کار مشخصی ندارم و گفتن شیش ماه آزمایشی بیام.تا بعد که چه شود.

این رییسه هم از دیروز هی میگه نیرو زیاد داریم،نصفتونو باید مرخص کنم!!

فی الواقع تکلیفمون اصصصن مشخص نیست.

پناه بر خداییم!

صبح ۵:۳۰ بیدار میشم عصر هم ۷ اینا میرسیم خونه.سسسسخته.

تاریخ ارسال: چهارشنبه 12 مهر 1396 ساعت 07:47 | نویسنده: روشنک | چاپ مطلب
نظرات (3)
شنبه 22 مهر 1396 00:50
سین
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
بنظر طرح تعویض نیرو میاد !
پاسخ:
طرح تعویض نیرو چی چیه باز؟!
پنج‌شنبه 20 مهر 1396 21:11
بهامین
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
موفق باشی
پاسخ:
سلام
ممنون
سه‌شنبه 18 مهر 1396 14:08
بانوی تیر ماهی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
انقدر مشتاق خوندن ماجراهات بودم که از اول تا آخر وبلاگت رو خوندم.
اما اینو متوجه نشدم که شما کجایی و دیارتون کجاس ؟
خواهر منم با پسر خاله ام ازدواج کرده و خیلی سختی کشیدیم از بابت خاله بودنش نمیدونم چرا اما اصن به ازدواج فامیلی راضی نیستم.

امیدوارم که روزهای پیش روت روزهای خوبی باشه ^ـ^
پاسخ:
ممنووون از لطفت.
ما ساکن تهرانیم،دیار هم جنوبه.
ازدواج فقط با آدم خوب خوووبه.من راضیم ولی بچمو نمیزارم فامیلی ازدباج کنه،چون آدم همش استرس بچه دار شدنو ماجراهاشو داره،یعنی من که اینجوریم.
انشالله خواهرتم روزهای خووش در پیش رو داشته باشه و همینطور خودت
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد